چگونه با فرزند خود گفتگو کنیم؟
  1. خانه
  2. روانشناسی کودک
  3. ارتباط با کودک
  4. چگونه با فرزند خود گفتگو کنیم | نکاتی ساده اما بسیار مهم درباره‌ گفتگو

چگونه با فرزند خود گفتگو کنیم | نکاتی ساده اما بسیار مهم درباره‌ گفتگو

  1. خانه
  2. روانشناسی کودک
  3. ارتباط با کودک
  4. چگونه با فرزند خود گفتگو کنیم | نکاتی ساده اما بسیار مهم درباره‌ گفتگو
چگونه با فرزند خود گفتگو کنیم | نکاتی ساده اما بسیار مهم درباره‌ گفتگو
چگونه با فرزند خود گفتگو کنیم؟

برای بسیاری از والدین این سوال وجود دارد که : چگونه با فرزند خود گفتگو کنیم به تبع آن یک ارتباط موثر داشته باشم؟ گفتگو با کودک و برقراری ارتباط با کودک مهارتی است که نیاز به تقویت دارد. این مهارت چگونه تقویت می‌شود؟ با آموزش و تمرین. در این مقاله و مقاله‌های دیگر تلاش می‌کنیم در گام نخست ( یعنی آموزش ) همراهتان باشیم. در این مقاله چهار موضوع را با هم بررسی خواهیم کرد:

  • معنای پرسش‌های پنهان کودکان
  • گفتگوهای بی ثمر
  • روش جدید برقراری ارتباط با فرزندان
  • اصول گفتگوی موثر با کودک

چگونه با کودک گفتگو کنیم

معنای پرسش‌های پنهان کودکان

بگذارید همین ابتدا نکته‌ی مهمی را خدمتتان بگوییم. گفتگو با فرزندان کار ساده و پیش پا افتاده‌ای نیست بلکه قوانین و معانی خاص خودش را دارد و شاید بتوان از آن به عنوان یک هنر یاد کرد. کودکان در برقراری ارتباط، چندان ساده لوح نیستند و پیامشان، پر از رمز و راز و معناهای پنهان است! به همین دلیل نیاز است تا در هنگام گفتگو با کودک توانایی رمزگشایی بالایی داشته‌­باشیم. بیایید چند مثال را مرور کنیم:

بررسی چند مثال

هدف از سوال کودک چیست؟

محمد ده سالش است. از پدرش می‌پرسد: « تعداد کودکان بی‌­سرپرست محله‌ی ما چندتاست؟ »

پدرش که انسان روشنفکری است، از دغدغه‌مندی کودکش خوشحال شده‌­است و پس از صحبت مفصل در این‌باره، عددی تخمینی را در این رابطه به کودکش ارائه می‌دهد. اما انگار محمد راضی نشده‌­است و می‌خواهد تعداد کودکان بی‌­سرپرست کل تهران و کل ایران را هم بداند!

پدر محمد در نهایت و با دقت در گفتگوها پی می­برد که بین حدسهای مختلفی که داشته، هدف محمد از طرح این سوال، مسائل اجتماعی و همدردی با کودکان بی‌­سرپرست نیست بلکه می‌ترسد که مبادا خود او نیز زمانی، بی­‌سرپرست شود! در واقع او علاقه‌ای به دانستن تعداد کودکان بی­‌سرپرست نداشت بلکه می‌خواست مطمئن شود که پدرش او را تنها رها نخواهدکرد!

هدف سوال کودکان در گفتگو

آیا به معنای پنهان توجه می‌کنیم؟

آیدا پنج سالش است. او در اولین روز ورود به مهد کودک در حالی که همراه مادرش بود، نگاهی به نقاشی‌های روی دیوار انداخت و پرسید: چه کسی این نقاشی‌های زشت و بدترکیب را کشیده‌­است؟

مادرش پس از شنیدن این سوال دست‌پاچه می‌شود و با نگاهی سرزنش‌­آمیز به آیدا می‌گوید: هیچ خوب نیست که به نقاشی‌های به این قشنگی بگی زشت!

اما معلم که معنای اصلی سوال آیدا را فهمیده‌­است، می‌خندد و اینگونه پاسخ می‌دهد: تو این‌جا مجبور نیستی نقاشی‌های قشنگ بکشی! می‌توانی نقاشی‌های زشت و بدترکیب هم بکشی! به تعبیر دیگر آیدا می‌خواست این موضوع را بداند که: بر سر فردی که بلد نیست خوب نقاشی کند، چه خواهدآمد؟

پس از این که آیدا چنین جوابی را از معلمش شنید، راضی شد و با خودش گفت: این خانم معلم چقدر آدم خوبی است! حتی اگر نقاشی‌هایم زشت از آب دربیاید، او عصبانی نمی‌شود! پس من هم نباید از او بترسم. این جا، جای امنی برای من است!

معنای پنهان پرسش کودکان

پس یادمان نرود که در گام نخست، به معانی پنهان حرف‌های کودکانمان توجه کنیم و سعی کنیم بفهمیم که او، در پس سخن‌هایش، دوست دارد چه چیزی را به ما بگوید؟ اگر تلاش کنیم تا به این سمت حرکت کنیم، می‌توانیم در هنگام گفتگو با کودک احتمال وقوع گفتگوهای بی‌ثمر را کاهش دهیم. بیایید بیشتر درباره‌ی گفتگو‌های بی‌ثمر صحبت کنیم.

گفتگو‌های بی‌­ثمر

یکی از بزرگ‌ترین مشکلات والدین این است که هنگام گفتگو با کودکانشان، به نتیجه‌ی مد نظر نمی‌­رسند و احساس عجز و نا‌امیدی می‌کنند. اصولا کودکان از گفتگو با والدین خود سرباز می‌زنند. آن‌ها دوست ندارند کسی نصیحتشان کند و برایشان تعیین تکلیف کند.

اگر دقیق‌تر به گفتگوی بین والدین و کودک دقت کنید، متوجه خواهیدشد که هرکدام از طرفین، تا چه اندازه کم به حرف دیگری گوش می‌دهد! انگار گفتگوی آن‌ها دو مقوله‌ی جداگانه است که هیچ ارتباطی به هم ندارد. نکته‌ای که در این ارتباط قابل توجه است، فقدان عشق و علاقه نیست، بلکه عدم احترام متقابل است! فقدان هوش و ذکاوت نیست! بلکه نداشتن مهارت است. گفتگو با کودک نیز مانند هر مهارت دیگری نیاز به یادگیری و تمرین دارد. برای آن که بتوانیم با کودکان ارتباط پرمعنی و درستی برقرار کنیم، نیاز است شیوه‌های جدیدی برای گفتگو با آن­ها برگزینیم! این شیوه‌های جدید چه هستند؟

گفتگوی موثر با کودک

چگونه با فرزند خود گفتگو کنیم : روشی جدید برای برقراری ارتباط

روش جدید برقراری ارتباط با فرزندان، بر مبنای ۲ اصل مهم استوار است : احترام و مهارت

در این روش لازم است که پیام‌ها دو ویژگی مهم داشته‌­باشند:

۱- احساس اعتمادبه نفس را، چه در کودک و چه در پدر و مادر، افزایش دهند.

۲- تا حد امکان از جمله‌های نصیحت‌­آمیز دور شده و به جمله‌های تفاهم ­آمیز نزدیک باشد.

مثالی در رابطه با روش جدید گفتگو با کودک

مهرداد ۹ ساله، با حالتی بسیار عصبانی به خانه آمد. امروز قرار بود با همکلاسی‌هایش به پیک‌نیک بروند اما به خاطر بارش باران، پیک‌نیک کنسل شده­ بود. مادر تصمیم گرفت راهکار جدیدی را پیش بگیرد و دیگر از جمله‌هایی استفاده نکند که وضع را بدتر از قبل می‌کند. جملاتی مثل: « هیچ کس برای این که در هوای بارانی به پیک‌نیک نرفته، اشک نمیریزد!» «روزهای دیگری هم برای تفریح‌­کردن هست!»

مادر با خود می‌گوید: « پسرم از اینکه به پیک‌نیک نرفته، ناراحت و دلخور است. او می‌خواهد با ابراز خشم خود نسبت به من، در این بدشانسی من را هم شریک کند تا کمی حالش بهتر شود. برای کمک به او بهترین کاری که می‌توانم بکنم این است که به احساساتش احترام بگذارم و با او همدردی کنم.

پس گفتگو را این‌گونه آغاز کرد:

مادر: « خیلی دلخور و نا امید به نظر میرسی…»

مهرداد: « آره، همین طوره… »

مادر : « خیلی دلت میخواست به این پیک‌نیک بری مگه نه؟ »

مهرداد : « خب معلومه که دلم میخواست! »

مادر : « همه‌ چیزم آماده بودا، تا این که این بارون بارید! »

مهرداد : « آره دقیقا! »

پس از لحظه‌ای سکوت، مهرداد گفت : «حالا اشکالی نداره، روزای دیگه‌ای هم هست. حتما که نبایست امروز می­رفتم پیک نیک!»

مثالی از روش گفتگو با کودک

خب! بیایید در مورد این برخورد صحبت کنیم! به نظرتان ویژگی این برخورد چیست و اجزای یاری‌دهنده‌ی آن کدام­اند؟

زمانی که کودک شدیدا هیجان‌­زده است و احساساتش به جوش و خروش در می‌آید، نمی‌تواند به کسی گوش کند! او از ما می‌خواهد درکش کنیم و به آن‌چه در آن لحظه‌ی به خصوص در درونش می‌گذرد پی ببریم! علاوه بر این او می‌خواهد بدون بازگوکردن، آن‌چه را که در حال احساس­‌کردن و تجربه­کردن است درک کنیم. او در این بازی فقط قدری از آن‌چه احساس می‌کند را نشان می‌دهد، بقیه را ما باید حدس بزنیم!

معلم مرا کتک زد!

وقتی کودک به ما می‌گوید : « معلم مرا کتک زد! » نیازی نیست از او بخواهیم جزئیات بیشتری به ما بگوید! همچنین نیازی نیست که بپرسیم « چه کار کردی که کتک خوردی؟ حتما کاری کردی که معلم کتکت زد! بگو ببینم چی‌کار کردی!‌» ما باید به او نشان بدهیم که از درد، خجالت‌زدگی و حس انتقام‌جویانه‌اش آگاهیم و او را درک می‌کنیم. به این جهت باید طوری با او حرف بزنیم که کودک بداند احساسش را می‌فهمیم و از آن‌چه بر او گذشته آگاهیم. جملات زیر می‌تواند در این مورد کمک­‌کننده باشد:

« حتما باعث شرمندگی تو شده»

«این وضع حتما تورو عصبانی کرده!»

«حتما تو اون لحظه دوست داشتی سر به تن معلمت نباشه!»

«باید خیلی بهت برخورده باشه»

«امروز بهت خیلی بد گذشت»

با گفتن این جمله که «هیچ خوب نیست این‌طوری احساس کنی» یا هنگامی که سعی می‌کنیم با او منطقی حرف بزنیم! «دلیلی ندارد که چنین حسی داشته‌­باشی» احساس ناراحتی شدید او را از بین نمی­بریم. با محروم‌­کردن کودک از بیان احساساتش، ناراحتی شدید او از بین نمی‌رود اما هنگامی که شنونده احساسات او را درک و با او همدردی کند، از شدت ناراحتی او کاسته شده و احساسات جریحه‌دار شده‌­اش فروکش می‌کند. این موضوع، فقط در مورد کودکان صادق نیست! بلکه در مورد بزرگسالان هم عینا صدق می‌کند!

احترام و مهارت در گفتگو با کودک

در گفتگو با کودک احترام و مهارت را فراموش نکنید!

پس توصیه‌ی ما به شما این است که روش جدید برقراری ارتباط با فرزندان را وارد زندگی خود کنید و دو اصل احترام و مهارت را فراموش نکنید. این گونه است که می‌توانید به پاسخ پرسشی که در ابتدای مقاله مطرح کرده‌ایم. نزدیک و نزدیک‌تر شوید.

اصول گفتگوی موثر با کودک

به راستی چگونه با فرزند خود گفتگو کنیم ؟ این سوال ممکن است سوالی باشد که ذهن بسیاری از پدر و مادرها را درگیر خود کرده باشد. برای اینکه بتوانیم با کودک گفتگو کرده و با او ارتباط مؤثری برقرار کنیم، نیاز داریم تا از اصول گفتگو با کودک آگاهی داشته­‌باشیم. این اصول می‌توانند مسیر گفتگو با کودک را برای ما اندکی روشن‌تر کنند.

به حادثه توجه نکنیم، به رابطه توجه کنیم

زمانی که کودک درباره‌ی حادثه‌ای صحبت می‌کند یا درباره‌ی آن سوال‌هایی می‌پرسد، معمولا بهتر است که به جای پاسخ درباره‌ی حادثه‌ی مورد نظر، به رابطه‌ی مورد نظر کودک اهمیت دهیم. این جمله به چه معناست؟ بگذارید مثالی بیاوریم:

ندا شش سال دارد. او از مادرش شکایت می‌کند که اخیرا هدیه‌های کمتری نسبت به برادرش دریافت می‌کند. اگر چنین اتفاقی برای شما پیش بیاید چه رفتاری از خود بروز می‌دهید؟ خواهش می‌کنیم قبل از اینکه متن را ادامه دهید، اندکی به این موضوع فکر کنید.

حال بیایید به مثال برگردیم. مادر ندا تصمیم می­گیرد که شکایت دخترش را انکار نکند. او هیچ توضیحی نداد که برادرش بزرگ‌تر است. حق دارد هدایای بیشتری هم دریافت کند. در عین حال قولی هم نداد که این اشتباه را جبران کند و لازم داشت بیشتر فکر کند. او می‌دانست که کودکان بیش از اینکه به تعداد هدایایی که دریافت می‌کنند توجه داشته­باشند، به عمق روابط خود با والدینشان اهمیت می‌دهند.

مادر گفت : تو هم هدیه‌های بیشتری میخوای؟ و بدون اضافه ­کردن جمله‌ای، او را در آغوش گرفت. ندا هم با لبخندی از تعجب و رضایت به او پاسخ داد. این پایان گفتگو بود. گفتگویی که می‌توانست به یک مشاجره تبدیل شود!

به حادثه توجه نکنیم به رابطه توجه کنیم

به حادثه توجه نکنیم، به احساسات توجه کنیم

شاید یکی از مهم ترین اصول گفتگو با کودک همین مورد باشد. هنگامی که کودک درباره‌ی حادثه‌ای صحبت می‌کند، گاهی بهتر است نه به خود حادثه، بلکه به احساساتی که او درگیر آن است پاسخ دهیم. بیاید باز هم مثال بزنیم تا موضوع را بهتر درک کنیم:

کسرای ۷ ساله، ناراحت به خانه می‌آید. او برای مادرش تعریف می‌کند که پسرها چگونه دوستش را به درون یک گودال آب هل دادند. مادر به جای آن‌که جزئیات بیشتری را درباره‌ی آن حادثه بپرسد. به احساسات پسرش پاسخ می‌دهد: «حتما خیلی ناراحت شدی»، « باید از دست پسرهایی که این کار رو کردن خیلی عصبانی باشی» « هنوز هم از دست اونا عصبانی هستی؟ » کسرا به همه‌ی سوال‌ها پاسخ مثبت می‌دهد. مادر دوباره می‌پرسد: آیا ترسیدی که این کار رو با تو هم انجام بدن؟ »

کسری در جواب می‌گوید : « اگر جرئت داشتن این کارو می­کردن! اون موقع می­دیدن که با خودم می­کشیدمشون توی آب و اون موقع ‌است که صدای شالاپ شولوپ همه ­جا شنیده میشه! » و سپس به تصویری که خودش ساخته ­است می‌خندد!

می­بینید؟ به نظر شما اگر این گفتگو به پند و نصیحت‌های بی‌پایه و کسل‌کننده درباره‌ی روش‌های دفاع از خود تبدیل می‌شد، چنین پایان خوبی پیدا می‌کرد؟ پس فراموش نکنیم هنگامی که کودکمان از چیزی ناراحت است با ناراحتی زیاد از دوست یا معلمش به خانه می‌آید، سعی نکنیم که حقایق را روشن کنیم یا درباره‌ی حوادث به تحقیق بپردازیم! بهترین کار این است که به او با کمک کلمات خودش و درکی که از احساس هایش داریم پاسخ بدهیم! آیا شما چنین مواردی را به خاطر می‌آورید؟‌

به کلیات توجه نکنیم، به موارد جزئی توجه کنیم!

گاهی پیش می‌آید که کودک درباره‌ی خودش اظهار نظری می‌کند! غالبا بهتر است به جای موافقت یا مخالفت با کودک، از طریق پرداختن به جزئیات به او پاسخ دهیم. وقتی کودک به ما می‌گوید که من ریاضی‌ام خوب نیست، اگر به ارائه‌ی یک پند پیش­ پا افتاده اکتفا کنیم و بگوییم « اگر بیشتر درس می‌خواندی، بهتر می‌شدی» نتیجه‌اش چیزی جز لطمه ­زدن به حس «احترام به خود» کودک و کاهش اعتمادبه ­نفس وی نیست! در برابر چنین اظهار نظری از کودک، هر کدام از جمله‌های زیر می‌تواند موثر باشد:

«حساب، درس خیلی آسونی نیست!»

«بعضی مسائل اون‌قدر سخت هستن که نمیشه اونا رو به راحتی حل کرد»

«حتما وقتی کلاس تموم میشه تو یه نفس راحت میکشی»

«حتما به اینم فکر میکنی که نکنه مردود بشی»

«من مطمئنم که خیلی از درسا آسون نیستن و ایمان دارم که توی تلاشت رو می‌کنی»

عقاید منفی کودک نسبت به خود

زمانی که کودک اعلام می‌کند که خنگ، زشت یا بد است، ما هر کاری بکنیم نمی‌توانیم بی­درنگ تصویر ذهنی او را از خودش تغییر بدهیم. این را فراموش نکنیم که عقیده‌ی ریشه‌دار فرد نسبت به خودش در برابر هرگونه تلاش مستقیم به منظور تغییرکردن، مقاومت می‌کند. انکارها و اعتراض‌های ما فقط باعث می‌شود که کودک، شدیدتر بر عقیده‌ای که دارد پافشاری کند و آن را محکم‌تر از قبل بیان کند! پس از دست ما چه کاری ساخته­ است؟

بهترین کمکی که می‌توانیم به او بکنیم این است که نشان دهیم نه تنها احساسات او را به طور کلی درک می‌کنیم، بلکه از معانی و مفاهیم ضمنی این احساس، آگاه هستیم. مثال زیر می‌تواند در فهم این موضوع کمک کند:

پسر: من هیچ وقت آدم خوش‌شانسی نبودم!

مادر: واقعا این طور حس می‌کنی؟

پسر : بله!

مادر: پس وقتی داری بازی می‌کنی، به خودت میگی که من برنده نمی­شم. من که شانسی ندارم!

پسر: بله! این دقیقا همون حسیه که وقت بازی­کردن دارم.

مادر: توی مدرسه‌ام همینطوره نه؟ حتی اگه جواب یک مسئله رو بدونی با خودت میگی شانس منو ببین. امروز که خانم معلم از من سوالی نمی‌پرسه!

پسر: بله دقیقا!

مادر: اما کافیه تکالیفت رو انجام نداده باشی! با خودت میگی قطعا امروز ازت سوال می‌کنن.

پسر: بله همین‌طوره.

مادر: به نظرم خیلی چیزای دیگه هم پیش اومده که دوست داری برام تعریف کنی.

پسر: معلومه … (و چند نمونه را ذکر می‌کند.)

مادر: میدونی؟ برای من خیلی جالبه که بدونم نظر تو درباره‌ی شانس یا اقبال چیه. اگه اتفاقی افتاد که تو فکر کردی بدشانسی یا حتی خوش‌شانسی آوردی، بیا و به من بگو تا درباره­اش حرف بزنیم! »

این گفتگو ممکن است عقیده‌ی کودک را درباره‌ی بدشانس ­بودنش تغییر ندهد، اما به او خواهد فهماند که چه آدم خوش‌شانسی است که مادری چنین فهمیده دارد.

عقاید منفی کودک درباره خود

احساسات دوگانه‌ی کودک را بپذیریم.

کودکان در آن واحد هم ما را دوست دارند و هم از ما بدشان می‌آید! آن‌ها این حس را نه تنها نسبت به ما بلکه نسبت به معلمان نیز دارند. برای والدین دشوار است که دمدمی‌مزاج­بودن کودکشان را به عنوان یک اصل بپذیرند! آن‌ها وجود این حس را در خودشان دوست ندارند و به همین دلیل، وجود این خصوصیت را در فرزندان خود نیز نمی‌توانند تحمل کنند. دانستن این نکته ضروری است که کودکان اگر متوجه شوند که داشتن چنین احساساتی، کاملا طبیعی است، از اضطراب و احساس گناه آن‌ها به میزان بسیار زیادی کاسته می‌شود.

پس لازم است که ما به عنوان والدین، احساسات دوگانه‌ی کودکانمان را تصدیق کنیم. یادمان باشد که چنین اظهار نظرهایی به هیچ عنوان نه به ما و نه به کودک کمکی نخواهدکرد:

« مثل اینکه عقلتو از دست دادی! دو دقیقه از دوستت خوشت میاد دو دقیقه بعد ازش بدت میاد؟ عقلت رو به کار بنداز و تصمیم بگیر! »

با نگاهی واقع‌بینانه به وجود انسان می‌توانیم بفهمیم که دوگانگی در بسیاری از احساسات وجود دارد! این احتمال وجود دارد که هرجا عشق و محبت هست، نفرت هم وجود داشته­باشد. هر جا تحسین و تمجید هست، مقداری هم حسادت وجود داشته­باشد و … . البته پذیرفتن چنین عقیده‌ای در درونمان کار چندان آسانی نیست. چرا؟ چون در مسیر تعلیم و تربیت به ما آموزش داده شده که احساسات منفی بد هستند و نباید به آن‌ها میدان بدهیم یا به ما آموخته‌اند که باید از داشتن چنین احساساتی خجالت بکشیم.

بر اساس یافته‌های جدید علمی، ما فقط می‌توانیم درباره‌ی رفتار و اعمال واقعی افراد داوری و قضاوت کنیم نه آن‌چه که در ذهن آن‌ها مجسم می‌شود. فقط می‌توانیم رفتار را تحسین یا تقبیح کنیم ولی احساسات را نمی‌توانیم محکوم یا ستایش کنیم.

احساسات در ذات ما نهفته است! همان‌گونه که پرواز در پرنده‌ها! ما در زندگی قطعا احساس خشم، ترس، دلتنگی، شادی، شهوت، حقارت، خشنودی، تنفر و … را تجربه می‌کنیم. ما در انتخاب احساساتی که در ما به وجود می‌آیند آزاد نیستیم اما می‌توانیم زمان و نحوه‌ی بروز آن ‌را تعیین کنیم.

احساسات دوگانه‌ کودک

بسیاری از ما به گونه‌ای بار آمده‌ایم که از پی­بردن به احساساتمان عاجزیم. وقتی از چیزی نفرت داشتیم، به ما گفته شده که این فقط نوعی بی­میلی است. وقتی احساس درد کردیم، به ما پند داده شده که شجاع باشیم و بخندیم. بسیاری از آوازهای قدیمی این توصیه را به ما می­کنند که حتی اگر خوشحال نیستی، تظاهر کن که خوشحالی!

اکنون چاره چیست؟ باید به جای تظاهرکردن چه راهی را پیش بگیریم؟ باید آینه‌ای شویم برای شخصیت کودک 😊

چگونه با فرزند خود گفتگو کنیم ؟ کافیست آینه‌ای باشیم برای شخصیت کودک

اگر کودکانمان را در زمینه‌ی بروز عواطف و احساسات آموزش دهیم، آن موقع است که می‌توانیم به آن‌ها کمک کنیم تا بدانند چه احساسی دارند. برای آن‌ها به مراتب مهم‌تر است که بدانند چه احساسی دارند تا این که چرا آن احساس را دارند! کودک وقتی می‌داند چه احساسی دارد، احتمالا در درونش کمتر احساس بهم ­ریختگی می‌کند.

حال سوال این است که چگونه می‌توانیم در این زمینه به کودک کمک کنیم؟ ما باید نقش آینه‌ای را برای انعکاس احساسات و شور و هیجان کودک بازی کنیم. وقتی احساسات او را منعکس کنیم، او به احساساتش پی خواهدبرد و از آن‌ها آگاه خواهدشد.

وظیفه‌ی ما این است که تصویر را همان‌گونه که هست، بدون کم و کاست، بازتاب دهیم. مسلما آینه‌ای نمی‌خواهیم که به ما بگوید: تو چقدر زشتی، چشمانت قرمز شده و صورتت پف کرده­است. سرتا پایت رقت­‌انگیز است! بهتر است فکری به حال خودت بکنی!»

وظیفه‌ی آینه­‌ی عاطفی آن است که احساسات را همانگونه که هستند، بدون هرگونه دستکاری یا تغییر شکل، بازتاب دهد:

«به نظر خیلی عصبانی هستی»

«انگار از او خیلی متنفری»

«به نظر می‌رسد از این ماجرا دلخوری»

این جمله‌ها برای کودکی که گرفتار چنین احساساتی است، بی اندازه مفید است. این جمله‌ها آشکارا به او نشان می‌دهد که دارای چه احساساتی است. وقتی تصویرِ در آینه واضح باشد، فرصتی پیش خواهدآمد که فرد ابتکار به خرج دهد و به آرایش و پیرایش و تغییردادن خود بپردازد.

آینه‌ای برای شخصیت کودک باشیم

آیا شما در رابطه با کودکتان، هیچکدام از اصول فوق را رعایت کرده‌اید؟ آیا رعایت این اصول نتیجه‌ی مثبتی هم برای شما به ارمغان آورده­است؟ خوشحال می‌شویم اگر تجربه‌ای در این زمینه دارید برای ما بیان کنید. آیا این مقاله توانست به سوال مهم ابتدا یعنی « چگونه با فرزند خود گفتگو کنیم » پاسخ مناسبی دهد؟

منبع: کتاب والدین و تربیت فرزند نوشته‌ی هایم گینات

میانگین امتیاز: 5 / 5. تعداد آرا: 1

guest
0 دیدگاه
Inline Feedbacks
View all comments
مطالب مرتبط:
فهرست