الگوهای ناکارآمد تربیت فرزند
  1. خانه
  2. روانشناسی کودک
  3. ارتباط با کودک
  4. الگوهای ناکارآمد تربیت فرزند

الگوهای ناکارآمد تربیت فرزند

  1. خانه
  2. روانشناسی کودک
  3. ارتباط با کودک
  4. الگوهای ناکارآمد تربیت فرزند
الگوهای ناکارآمد تربیت فرزند
الگوهای ناکارآمد تربیت فرزند

برخی از الگوهایی که پدر و مادر در مسیر تربیت فرزند از آن‌ها استفاده می‌کنند، تقریبا همیشه ناکارآمد و محکوم به شکست است! این اقدامات نه تنها ما را به هدف نزدیک نمی‌کند بلکه باعث ایجاد آشفتگی و به بار آمدن نتایج نامطلوب خواهندشد. ما این الگو‌ها را به شش دسته‌ی مختلف تقسیم کرده‌ایم و در ادامه درباره‌ی هرکدام از آن‌ها به صورت مفصل صحبت خواهیم ­کرد. این شش دسته عبارت‌اند از:

  1. تهدیدها
  2. رشوه‌ها
  3. وعده‌ و وعید
  4. سخنان نیش‌دار و طعنه‌آمیز
  5. موعظه و نصیحت درباره‌ی زشتی دروغ‌گویی و تقلب و دزدی
  6. آموزش ادب و تربیت با روش‌های نامناسب

 

تهدیدها

وقتی کودکانمان را تهدید می‌کنیم، انگار آنان را دعوت کرده‌ایم تا عمل منع­ شده را دوباره تکرار کنند. وقتی به کودک می‌گوییم « اگر تو یک بار دیگر آن کار را بکنی … » او کلمه‌ی « اگر تو » را نمی‌شنود! و گاهی این گفته را این‌گونه تفسیر می‌کند: « مادرم انتظار دارد یک بار دیگر آن کار را انجام دهم وگرنه ناامید می‌شود!»

به طور کلی این هشدار‌ها و تهدیدها، خودمختاری و آزادی عمل کودک را به مبارزه می‌طلبند. کودک اگر برای خودش احترام قائل باشد، باید دوباره نافرمانی کند تا به خودش و دیگران نشان بدهد که آدم نازک‌نارنجی و بچه‌ننه‌ای نیست! بیایید یک مثال را باهم مرور کنیم:

مانی هفت‌­ساله، با استفاده از تفنگ کوچکش، به سمت برادر نوزادش شلیک کرد. مادر گفت: « به هدف شلیک کن نه به برادرت!» مانی بار دیگر این کار را انجام داد. مادر تفنگ را از او گرفت و به او گفت : به آدم‌ها نباید شلیک کرد!

مادر کاری را انجام داد که احساس کرد هم برای مراقبت از نوزادش ضروری است و هم برای حفظ معیارهای خود. با این روش، بدون اینکه به غرور مانی آسیبی وارد کند او را از پیامد عمل خودش آگاه کرد. برای مانی گزینه‌ها به صورت ضمنی مشخص شده بودند: یا به هدف شلیک کن یا از داشتن تفنگ محروم شو!

حال اگر مادر می‌خواست از روش تهدیدآمیز در تربیت فرزند خود استفاده کند چه پیش می‌آمد؟ احتمالا چنین عبارت‌هایی را از او می‌شنیدیم:

«بس کن مانی! این همه چیز هست! چرا فقط به برادرت شلیک می‌کنی؟ اگر یک بار دیگر این کار را بکنی، می‌شنوی؟ فقط یک بار دیگر، آن وقت تفنگت را هرگز نخواهی دید!» به احتمال زیاد پاسخ کودک به چنین پیامی تکرار رفتار منع ­شده است و دیگر نیازی به توصیف صحنه‌های بعدی نیست!

 

رشوه دادن، الگویی شکست خورده در تربیت فرزند

شیوه‌ی « اگر …، آن‌گاه … » در تربیت فرزند، شیوه‌ای است که در آن به کودک گفته می‌شود اگر کاری را انجام بدهد ( یا ندهد ) آن‌گاه به او پاداش خواهندداد. به احتمال زیاد بعد از خواندن این متن، « اگر …، آن‌گاه … » های زیادی در ذهن ما نقش بسته است! این روش ممکن است کودک را در رسیدن به یک هدف موقتی و کوتاه‌­مدت ترغیب کند، اما به ندرت پیش می‌آید که انگیزه‌ی او را برای تلاش‌های مداوم و بلندمدت افزایش دهد.

گفته‌های ما این پیام را به کودک ارسال می‌کند که ما به توانایی‌های او برای تغییرکردن شک داریم: « اگر تو این شعر را یاد بگیری» یعنی ما مطمئن نیستیم که تو بتوانی چیزی یاد بگیری! در ضمن فراموش نکنیم که این شیوه ممکن است پس از زمان کوتاهی به معامله ­کردن ختم شود و حتی به افزایش تقاضاهای کودک برای دریافت پاداش در برابر رفتار‌های «خوب»اش بینجامد.

در برخی خانواده‌ها این اتفاق تا حدی پیش رفته است که خانواده‌ها جرئت نمی‌کنند دست خالی به خانه بیایند. در این خانواده‌ها کودکان به جای استقبال از پدر یا مادر با یک سلام و احوال‌پرسی گرم، پیش از هرچیز این سوال را از آن‌ها می‌پرسند: امروز برام چی خریدی؟

فراموش نکنیم که پاداش‌ها با رعایت ۲ نکته مفید‌تر خواهندبود و برای کودک و والدین لذت بیشتری به ارمغان خواهندآورد:

  1. وقتی از قبل درباره‌ی آن‌ها خبری داده نشده­ باشد و کودک با دیدن آن‌ها متعجب و شگفت‌زده شود.
  2. وقتی قدرت درک و حس قدردانی والدین را نشان دهند.

 

وعده و وعید در تربیت فرزند

نه باید به کودکان وعده داد و نه از آن‌ها وعده گرفت! چرا؟ روابط ما و فرزندانمان باید بر پایه‌ی اعتماد و اطمینان استوار باشد. وقتی پدر یا مادر برای تایید گفته‌اش مجبور می‌شود به کودک خود وعده‌ای بدهد، در واقع دارد این پیام را به کودکش می‌فرستد که نباید به گفته‌هایش اعتماد کرد مگر زمانی که وعده و قولی در میان باشد!

وعده ­دادن، انتظارات غیرواقعی در کودک به وجود می‌آورد. او هر اتفاقی که باعث برهم خوردن آن وعده شود را از چشم پدر و مادر می‌بیند و اعتمادش را نسبت به آن‌ها از دست خواهدداد.

همچنین فراموش نکنیم که نباید از کودکان وعده گرفت که در آینده رفتار خوبی داشته ­باشند یا از بدرفتاری خود دست بکشند. وقتی کودک قولی می‌دهد که برآورده­ کردنش در حوزه‌ی اختیارات و توانایی‌هایش نیست، در واقع در حال کشیدن چک بی‌­محل است! این ما هستیم که نباید کودکانمان را به چنین اعمال فریب‌آمیزی ترغیب کنیم.

سخنان نیش‌دار و طعنه‌آمیز

پدر و مادری که در استفاده از سخنان نیش‌دار استعداد دارد، خطری جدی برای سلامت روان کودک به شمار می‌رود! او با استفاده از این عبارات، مانع از برقرارکردن ارتباط موثر با کودک خود می‌شود: « مگه یک حرف رو چندبار باید برای تو تکرار کرد؟ مگه تو کری؟ چرا گوش نمیدی؟ »

پدر و مادر باید بدانند که چنین کنایه‌هایی، کودک را تحریک و ذهن او را پر از تخیلات انتقام‌جویانه خواهدکرد. این اتفاق باعث می‌شود که راه‌های ارتباطی بین فرزند و والدین، مسدود شود و ارتباط مؤثری میان آن‌ها ایجاد نشود.

 

موعظه درباره‌ی زشتی دروغ‌گویی و تقلب و دزدی

چرا کودکان دروغ می‌گویند؟ گاهی کودک دروغ می‌گوید چون به او اجازه نمی‌دهند که راستش را بگوید! وقتی کودکی به مادرش می‌گوید که از برادرش نفرت دارد، شاید مادر او را تنبیه کند، چرا که حقیقت را گفته­است! و اگر کودک در همان لحظه برعکس عمل کند، مادر با بوسیدن و در آغوش گرفتن وی، از او تمجید می‌کند. با این رفتار، کودک نتیجه می‌گیرد که گفتن حقیقت تلخ است و با درد همراه!

اگر قصد داریم به کودکانمان صداقت را بیاموزیم، باید آماده‌ی شنیدن حقایق تلخ هم باشیم. ما نباید کودک را تشویق کنیم تا درباره‌­ی احساساتش به ما دروغ بگوید. فراموش نکنیم که کودک از واکنش‌های ما نسبت به احساساتی که بیان می‌کند، می‌آموزد که صداقت شیوه‌ی بهتری است یا دروغ‌گویی!

والدین نباید از کودکان سوال‌هایی بپرسند که کودک مجبور شود برای دفاع از خود، پاسخ دروغ به آن‌ها بدهد. کودکان از طرح پرسش‌هایی که وادارشان می‌کند بین دروغ­ گفتن یا اقرار به یک جرم شرم‌آور، یکی را برگزینند، بیزارند!

بهتر است که در مواجهه با دروغگویی چنین رفتاری را پیش بگیریم:

  1. نقش بازپرس را بازی نکنیم و کودکمان را وادار به اعتراف نکنیم.
  2. راست و پوست‌کنده، حرف دلمان را به کودک بزنیم!

وقتی متوجه می‌شویم که کودکمان در درسی نمره­‌ی قبولی نیاورده‌­است نباید از او بپرسیم: « در امتحان … قبول شدی؟ مطمئنی؟ این دفعه دیگه دروغ گفتن فایده نداره چون با معلمت صحبت کردم و می‌دونم چه فضاحتی به بار آوردی! » به جای آن، صریح و مستقیم به فرزندمان بگوییم : « معلمت به ما گفت که تو در آزمون رد شدی. ما نگران این موضوعیم و نمی­دونیم چطور می‌تونیم بهت کمک کنیم»

با این رفتار، ما کودک را تحریک نمی‌کنیم که در دفاع از خودش دروغ بگوید. در ضمن نباید یک نکته‌ی مهم در تربیت فرزند را فراموش کنیم. وقتی کودکمان دروغ می‌گوید، عکس‌­العمل ما نباید هیجانی و شدید باشد بلکه باید واقعی و دور از احساس باشد. چرا که قرار است به کودکان خود بیاموزیم که نیازی نیست به ما دروغ بگویند!

 

تربیت فرزند و تعلیم ادب، مودبانه یا بی­ ادبانه؟

ادب هم یک ویژگی شخصیتی است و هم یک مهارت اجتماعی. کودکان ادب را از طریق تقلید و هم­ذات‌پنداری با والدین، که خود افراد مودبی هستند می‌آموزند. یک نکته‌ی مهم که گاهی از یادمان می­ر‌ود این است که در هر شرایطی، ادب را باید مودبانه به کودک آموخت! اما والدین معمولا با روش‌های بی‌ادبانه سعی در آموختن ادب به کودک دارند. وقتی کودک سپاس‌گزاری را از یاد می‌برد، آن را در حضور دیگران به او گوشزد می‌کنند که این خود رفتاری بی‌ادبانه است! والدین حتی قبل از این‌ که خودشان خداحافظی کرده ­باشند، با عجله به کودک یادآوری می‌کنند که بگوید خداحافظ!

بیایید با هم یک موقعیت را مرور کنیم. بهزاد شش‌­ساله، هدیه‌ای بسته‌بندی­شده از خاله‌اش دریافت می‌کند. او با کنجکاوی بسته را فشار می‌دهد تا بفهمد داخل آن چیست.

مادر: بهزاد! بسته رو خراب کردی! وقتی کادو می­گیری باید اول چی بگی؟

بهزاد ( با عصبانیت ) : ممنونم!

مادر : آفرین به این پسر خوب

اما مادر می‌توانست آن اندک ادب را با بی‌ادبی کمتر و تاثیر بیشتری به کودکش بیاموزد و می‌توانست بگوید: خاله زیبا از این هدیه‌ی قشنگت خیلی خیلی ممنونم! احتمالا بهزاد هم به پیروی از مادر همین کار را انجام می‌داد. اگر بهزاد این کار را نکرده ­بود، مادر می‌توانست در خلوت و زمانی که با هم تنها هستند، این آداب و رسوم اجتماعی را به او یادآوری کند.

“بی تربیت” خطاب ­کردن کودک نه تنها فایده‌ای نخواهدداشت، بلکه این خطر وجود دارد که او این ارزیابی ما را بپذیرد و آن را به جزئی از تصورش از خود تبدیل کند! آن موقع است که سعی می‌کند رفتارش هم مطابق با این تصویر باشد. طبیعی است که کودکان بی‌ادب، بی‌­ادبانه رفتار می‌کنند!

یادمان نرود که مسیر تربیت فرزند ، ظرافت و نکته‌دانی‌های نهفته در هنر زندگی را نمی‌توان با چکش در سر کودک فرو کرد!

 

در آخر

یادمان نرود که این الگو‌ها، در اکثر مواقع به شکست منجر خواهدشد و نتیجه‌ی مطلوبی برای ما به ارمغان نخواهدآورد، پس بهتر است روش‌های جدیدی را برای تربیت فرزند خود اتخاذ کنیم. درباره‌ی تعدادی از این روش‌ها در این مقاله حرف زدیم و بسیاری از آن‌ها را هم در مقالات دیگر بررسی می‌کنیم. ممنون می‌شویم در نشر این مطلب به ما کمک کنید و اگر در این ‌باره سوالی برایتان به وجود آمده است، خوشحال می‌شویم در بخش نظرات، آن‌ها را با ما مطرح کنید.

 

منبع : برگرفته از کتاب والدین و تربیت فرزند نوشته‌ی هایم گینات (+)

بازبینی تخصصی محتوا : شاهده شفیعی

میانگین امتیاز: 3.6 / 5. تعداد آرا: 5

guest
0 دیدگاه
Inline Feedbacks
View all comments
مطالب مرتبط:
فهرست