سوگ در کودکان
  1. خانه
  2. روانشناسی کودک
  3. مهارت‌های فرزندپروری
  4. سوگ در کودکان | چگونه مرگ عزیزان را به کودک توضیح دهیم؟

سوگ در کودکان | چگونه مرگ عزیزان را به کودک توضیح دهیم؟

  1. خانه
  2. روانشناسی کودک
  3. مهارت‌های فرزندپروری
  4. سوگ در کودکان | چگونه مرگ عزیزان را به کودک توضیح دهیم؟
سوگ در کودکان | چگونه مرگ عزیزان را به کودک توضیح دهیم؟
سوگ در کودکان

همواره در طول زندگی، امکان دارد شرایطی به وجود آید که در آن بسیاری از هموطنان درگیر بیماری، بیمارستان یا مرگ عزیزی باشند. در این شرایط ما والدین نباید از نیازهای ویژه کودکان غافل شویم و باید مراقب آن‌ها باشیم. احتمالا خیلی از ما والدین نمی‌دانیم موضوعی مثل مرگ عزیز را چگونه به کودکمان اطلاع دهیم. سوگ در کودکان و سوالات کودکان در مورد مرگ یا مردن، از سخت‌ترین موقعیت‌هاییست که یک والد می‌تواند با آن مواجه شود.

در این مقاله سعی کرده‌ایم به موضوع سوگ در کودکان بپردازیم و درباره‌ی مسائلی مانند احساسات و افکار کودک در این شرایط و نحوه‌ی واکنش ما در قبال این افکار و احساسات، صحبت کنیم. در ادامه سعی می‌کنیم راهکارهایی عملی در مواجهه‌ی کودک با سوگ ارائه دهیم. در آخر هم به برخی از سوالات کودکان درباره‌ی مرگ می‌پردازیم. سرفصل اصلی مطالب ما در این مقاله به شکل زیر ارائه خواهد شد:

  • سوگ در کودکان | نیازها، احساسات و افکار کودک
  • راهکار‌های عملی برای مواجهه‌ی سالم‌تر کودک با سوگ
  • سوالات کودکان درباره‌ی مرگ
  • جمع‌بندی

همراه ما باشید.

‌‌سوگ در کودکان

سوگ در کودکان | نیازها، احساسات و افکار کودک

کودک وقتی یکی از نزدیکانش را از دست می‌دهد نیاز دارد تا درابتدا بداند چه اتفاقی افتاده است. نیاز دارد تا بداند دیگران چه احساسی دارند، نیاز دارد تا درک کند خودش چه احساسی دارد و در نهایت نیاز دارد تا درکی از مرگ و مردن داشته باشد. این موضوعات، کنار آمدن کودک را با سوگ راحت‌تر می‌کند.

کودک در واکنش به مرگ فرد از دست‌رفته، طیفی از احساسات را تجربه می‌کند. او به خاطر مرگ عزیز(به‌خصوص پدر یا مادر)، احساس ناامنی و اضطراب می‌کند و حتی ممکن است احساس خشم نسبت به خود، دیگران و حتی فرد متوفی داشته باشد.

این موضوع، می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد:

کودک ممکن است به این موضوع فکر کند که چرا زمانی که زنده بود به ملاقاتش نرفت، یا چرا نتوانسته جلوی مرگ او را بگیرد. او حتی می‌تواند از متوفی عصبانی باشد چرا که او را تنها گذاشته است.

خیلی از افراد بازمانده و حتی کودکان، بعد از مرگ عزیزان احساس گناه شدیدی را تجربه می‌کنند. این احساس می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. کودکان شاید فکر کنند که باید برای بهبودی عزیزشان تلاش بیشتری می‌کردند یا باید بیشتر از او مراقبت می‌کردند و او را تنها نمی‌گذاشتند.

گاهی ما احساس گناه می‌کنیم چون جوابی برای مرگ نداریم. سوالمان در مورد اینکه چرا باید عزیزمان را از دست می‌دادیم بی‌جواب می‌ماند. این ابهام به شدت رنج‌آور است. به همین دلیل ناخودآگاه ترجیح می‌دهیم مسئولیت مرگ عزیز را بپذیریم و فکر کنیم شاید کار اشتباهی کرده‌ایم و این تنبیه خداوند برای درس عبرت دادن به ماست.

احساس گناه در هنگام مواجهه با مرگ عزیزان

برای کودک هم این اتفاق می‌افتد. او ممکن است فکر کند که به خاطر فلان رفتاری که کرده یا کاری که انجام داده، مورد تنبیه خدا قرار گرفته است! یادمان نرود که احساس مسئولیت، احساس گناه و خشم، به یکدیگر وابسته هستند. این نکته را هم نباید فراموش کرد که هم سوگواری‌های شدید و هم مخفی‌کردن این اتفاق از کودک، وی را به شدت مضطرب و آشفته می‌کند. کودکان جو اطراف و احساسات اطرافیانشان را درک می‌کنند و اگر ما این احساسات را از او مخفی کنیم یا در این باره به او دروغ بگوییم (به عبارت دیگر اگر آنچه کودک می‌بیند و حس می‌کند با آنچه می‌شنود ناهمخوان باشد)، اعتماد او نسبت به برداشت‌ها و احساساتش از بین می‌رود که این اتفاق، اتفاق بسیار مخربی‌ست. 

همچنین باید مراقب باشیم تا احساس و واکنش خاصی را به کودکمان تحمیل نکنیم. چرا که احساسات و واکنش‌های او با توجه به سن و شخصیت کودک، نوع رابطه‌اش با متوفی و نوع مرگ متوفی، متفاوت خواهد بود.

راهکار‌های عملی برای مواجهه‌ی سالم‌تر کودک با سوگ

پس از مرگ عزیز، برای اینکه از شدت اضطراب کودک جلوگیری کنیم باید تلاش کنیم تا مبهم‌بودن شرایط و اتفاقات بعدی را تا جای ممکن به حداقل برسانیم. کودک باید حتما در جریان کارها و مراسمی که قرار است برگزار شود قرار گیرد.

 بسیاری از والدین این سوال را در ذهن دارند که آیا باید کودک را به مراسم تدفین ببرند یا خیر؟ باید بگوییم که به‌خصوص از 9 سال به بعد بهتر است این اتفاق بیفتد اما باید به چند نکته توجه کنیم:

حتما باید از قبل، کودک را برای این مراسم آماده کرده باشیم و در مورد اتفاقاتی که خواهد افتاد توضیح داده باشیم و بعد هم به او در مورد حضور در مراسم یا عدم حضورش حق انتخاب دهیم. دیدن مراسم سوگواری به کودک کمک می‌کند تا راه‌های سالم تخلیه هیجانی را یاد بگیرد و همچنین در باورپذیر کردن این اتفاق به او کمک می‌کند. چرا که باور این مسئله برای بسیاری از کودکان سخت و دشوار است.

بسیاری از ما نگران این هستیم که دیدن مراسم و حال دیگران روی کودک ما تأثیرات مخرب داشته باشد. به خاطر داشته باشیم که ندادن اطلاعات به کودک، پنهان‌کاری، شرکت ندادن او در مراسم و فرصت ندادن به او برای سوگواری، بیشتر به او صدمه می‌زند. کودک در کنار ما و با دیدن راه و رسم مدیریت احساساتمان، سوگواری درست و سالم را یاد می‌گیرد. چه دوست داشته باشیم چه نداشته باشیم، کودک در طول زندگی از دست دادن‌های بسیاری را تجربه می‌کند.

از این نترسیم که کودک گریه‌های دیگران را ببیند بلکه از این بترسیم که سوگ‌های حل‌نشده‌اش را تا پایان عمر با خود حمل کند!

رویارویی کودک با مرگ عزیزان

استفاده از جملات مستقیم و ساده

بهتر است برای دادن خبر فوت به کودک از جملات مستقیم و ساده استفاده کنیم. مثلا جمله‌ای شبیه این: “عزیزم اتفاق ناراحت‌کننده‌ای افتاده. من خودمم ناراحتم. متاسفانه باید بهت بگم مادربزرگ مرده.” بهتر است کمی مکث کنیم، اجازه بدهیم کودک جملات ما را درک کند، کنارش باشیم و تماس چشمی و لمسی‌مان را با کودک حفظ کنیم. به او اطمینان دهیم که هر احساسی داشته باشد طبیعی است و ما کنار او هستیم. 

در این زمینه از هیچ نوع حمایتی دریغ نکنیم. شاید کودک گریه کند و نیاز به آغوش داشته باشد یا شاید سوالات زیادی داشته باشد. این ما هستیم که باید با صبوری، پاسخ‌های صادقانه، ساده و شفافی به کودک بدهیم و در تمام لحظات به او این اطمینان را بدهیم که در کنارش و مراقبش هستیم.

به زبان آوردن احساساتمان، به کودک نیز کمک می‌کند تا او هم احساسات و افکارش را با ما در میان بگذارد؛ “میتونم تصورکنم که چقدر ناراحتی. منم خیلی ناراحتم. خیلی وقت‌ها یاد مامان‌بزرگ میفتم. ما خیلی دوسش داشتیم. اونم ما رو خیلی دوست داشت. این اتفاق تقصیر هیچ کس نیست.”

باز هم این نکته قابل تاکید است که اگر فکر می‌کنیم با گریه نکردن در مقابل کودک یا صحبت نکردن از اتفاقی که افتاده، این اتفاق به زودی از ذهن کودک پاک می‌شود، سخت در اشتباهیم.

بهتر است کودک را کنترل‌شده در قسمتی از مراسم یا در تمام مراسم با توجه به شرایط مراسم شرکت دهیم. (اگر حس کردیم که جو حاکم استرس‌زا و متشنج است، بهتر است که کودکمان را از آن محل دور کنیم). خوب است تا در مراسم، مسئولیت‌هایی را به کودکمان واگذار کنیم. مسئولیت‌هایی مانند آماده کردن سینی خرما، روشن کردن شمع‌ها، پیدا کردن عکسی از متوفی برای قاب عکس و … .

مسئولیت هایی برای کودک در هنگام مراسم وفات

صحبت کردن از خاطرات

همچنین می‌توانیم در روزهای پس از این اتفاق، بر سر مزار فرد از دست رفته برویم، در مورد خاطراتی که از او داریم صحبت کنیم، آلبوم‌های عکس را ورق بزنیم، به یاد او خیرات بدهیم یا شمع روشن کنیم و یا هر کار دیگری که دوست داریم و در آداب و رسوممان وجود دارد را انجام دهیم. این کارها، هم به خود ما و هم کودکانمان در گذار از سوگ، کمک زیادی می‌کند. فراموش نکنیم که برای انجام کارها از کودکمان نظر بپرسیم و کار‌های مورد علاقه‌اش را به او محول کنیم.

و در نهایت نباید این مسئله را فراموش کنیم: بسیار مهم است که حتی‌الامکان، فعالیت‌های عادی و روزمره زندگی کودک در اولین فرصت از سر گرفته شود. این کار احساس امنیت بیشتری به او می‌دهد و او می‌تواند با سوگ پیش‌آمده، بهتر کنار بیاید.

حال که درباره‌ی موضوع سوگ در کودکان و راهکارهای عملی مواجهه با سوگ صحبت کردیم، بیایید کمی درباره‌ی سوالات کودکان درباره‌ی مرگ نیز صحبت کنیم.

سوالات کودکان درباره‌ی مرگ

باید توجه داشته باشیم که کودکان نیاز دارند تا درکی از مرگ داشته باشند. پیدا کردن درکی از مرگ، کنار آمدن کودکان با این اتفاق را راحت‌تر می‌کند.

کودکان در فیلم‌ها و داستان‌ها و در رابطه با حیوانات خانگی و غیر خانگی با مرگ مواجه می‌شوند و در مورد آن، سوالات زیادی می‌پرسند. این سوالات معمولا شبیه سوالات فلاسفه در این حوزه است. سوالاتی مانند:

“اگر کسی بمیره چه اتفاقی براش میفته؟” ،”کجا میره؟” ،”آیا بازم چیزی رو حس میکنه؟” ،”مرگ چیه؟” ،”همه میمیرن؟” ،”منم میمیرم؟” “اگر آدما نمی مردن چی میشد؟” ،”بعد که میمیریم چی میشه؟” ،”دنیای بعد مرگ چطوریه؟ و … .

چگونه مرگ عزیزان را به کودک توضیح دهیم؟

تصورات کودکان سنین مختلف در مورد مرگ

کودکان 2 ساله به خاطر ویژگی خودمرکزبینی، این تصور را دارند که کسی که مرده، هنوز درد را احساس می‌کند یا نیاز به غذا دارد. کودکان مرگ را بازگشت‌پذیر می‌بینند چرا که هنوز درکی از مفهوم زمان و ابدیت ندارند.

کودکان 7 تا 9 ساله، ممکن است مرگ را مسری بدانند و در مورد مرگ این تصور را دارند که مرگ می‌آید و عزیزشان را با خود می‌برد.

کودکان 9 تا 12 ساله، از تاثیر مرگ بر افراد و شرایط خانواده آگاهی بیشتر داشته و احساساتی مثل خشم و احساس گناه را بیش از بقیه تجربه می‌کنند. در همین سنین ۹ و ۱۰ سالگی است که کودک، اجتناب‌ناپذیر و غیرقابل بازگشت بودن مرگ را درک می‌کند. نباید این نکته را فراموش کرد که کودکان بالای 12 سال و نوجوان‌ها، تلاش می‌کنند تا به تنهایی با احساساتشان کنار بیایند و باری بر دوش دیگران نباشند، اما مسلما به کمک و حمایت ما نیاز دارند.

چطور به سوالات کودکان درباره‌ی مرگ پاسخ دهیم

ممکن است کودکان 5-6 ساله این سوال را مطرح کنند: “من کی میمیرم؟” یا “مامان تو کی میمیری؟”

چطور به سوالات کودکان درباره‌ی مرگ پاسخ دهیم

پاسخ به این سوالات برای ما والدین بسیار دشوار است. شاید بتوان پیام و خواسته‌ی نهفته‌ی کودک در این سوال را این‌گونه بازگو کرد:  “کی از من مراقبت می کنه؟”

در این مواقع  بهتر است از چنین عبارت‌هایی استفاده کنیم: “من سالم و سرحالم و ما میخوایم سال‌ها در کنار هم کلی بازی و تفریح کنیم.” در مورد سوال کودک از مرگ خودش، می‌توانیم از عبارتی ساده شبیه به این عبارت استفاده کنیم: “کسی نمیدونه آدما کی میمیرن ولی بیشتر آدما سال‌های زیادی تا زمانی که پیر بشن زندگی میکنن.”

بهتر است از بعضی جملات و توصیفات معمول در مورد مرگ عزیزی که از دست رفته استفاده نکنیم. برای مثال:

 “رفته یه جای دور!” یا “اون برای همیشه خوابیده!”

این جمله‌ها، کودک را گیج می‌کند و حتی ممکن است که او را از خوابیدن بترساند. همچنین جمله‌هایی مانند “خدا آدم های خوب رو پیش خودش می بره!” جملات مناسبی برای توصیف وضعیت نیست. خدا و بهشت و دنیای دیگر برای کودکان کوچک‌تر قابل درک نیست و صحبت‌کردن از آن‌ها، منجر به سردرگمی کودک می‌شود.

مرگ را برای کودک عینی و قابل لمس کنیم

باید به این نکته توجه داشته باشیم که باید تا حد امکان، مرگ را برای کودکان عینی و قابل لمس کنیم. بهتر است از جملات ساده و عینی و قابل درک استفاده کنیم. حتی در این مواقع می‌توانیم به از کار افتادن کارکردهای جسمی و بدن اشاره کنیم مانند : “قلبش دیگه نمیزنه و دیگه چیزی احساس نمیکنه.”

در زمانی که یکی از نزدیکان کودک از دنیا می‌رود، استفاده از جملاتی مانند جمله‌ی زیر، می‌تواند مناسب باشد:

پدربزرگ (پدر یا هر کسی که فوت کرده) خودش نمیخواست که بمیره، اون تو رو دوست داشت و میخواست پیش تو بمونه.

مثل همیشه ما یک الگو برای کودکان هستیم. هر چه بیشتر به خودمان در سوگواری کمک کنیم، به کودکانمان هم بیشتر کمک کرده‌ایم. یادمان نرود که نباید در چنین شرایطی انتظار کامل بودن از خود را داشته باشیم و بهتر است تا از کمک دیگران بهره بگیریم. فراموش نکنیم که مردن تقصیر هیچ‌کس نیست، علی‌الخصوص کودکانمان!

جمع‌بندی

تا به اینجا درباره‌ی سوگ در کودکان صحبت کردیم، اگر علاقه‌ دارید با کتاب‌های مفید این حوزه آشنا شوید، توصیه می‌کنیم به این لینک مراجعه کنید.

امیدواریم در هر زمانی مراقب خود و کودکانتان باشید و غم، کمتر به سراغ شما بیاید. با این حال، از دست دادن بخشی از اتفاقات اجتناب‌ناپذیر زندگی است و کودکان هم در این موقعیت‌ها آسیب‌پذیر هستند. در این شرایط بهتر است که در ابتدا احساسات و افکار کودک را بشناسیم و به حرف‌های او گوش بدهیم و سپس، متناسب با احساسات و افکار کودک، از راهکارهای مختلف استفاده کنیم.

همچنین اگر دوست دارید درباره موضوع سوگ در کودکان مطالعات بیشتری داشته باشید. می‌توانید به کتاب کلید‌های کمک به کودک برای برخورد با مرگ عزیزان از نشر صابرین مراجعه نمایید.

 گروه باوان همواره تلاش می‌کند تا محتواهایی را تهیه کند که همزمان با آگاهی‌بخشی، در عمل هم مورد استفاده‌ی خانواده‌ها و کودکان قرار بگیرد و بتواند نقشی هر چند کوچک را در بهتر شدن زندگی خانواده‌ها و کودکانمان ایفا کند.

خوشحال می‌شویم اگر سوالاتتان را با ما در میان بگذارید و در صورتی که احساس کردید این مطلب می‌تواند برای سایرین هم مفید باشد، خوشحال‌تر می‌شویم که آن را نشر بدهید.

 

نویسنده: نسیم مصلحی، روانشناس کودک و نوجوان

 

میانگین امتیاز: 5 / 5. تعداد آرا: 1

guest
0 دیدگاه
Inline Feedbacks
View all comments
مطالب مرتبط:
فهرست