شیوه‌های درست تحسین کردن کودکان
  1. خانه
  2. روانشناسی کودک
  3. ارتباط با کودک
  4. شیوه‌های درست تحسین کردن کودکان و انتقاد از آن‌ها

شیوه‌های درست تحسین کردن کودکان و انتقاد از آن‌ها

  1. خانه
  2. روانشناسی کودک
  3. ارتباط با کودک
  4. شیوه‌های درست تحسین کردن کودکان و انتقاد از آن‌ها
شیوه‌های درست تحسین کردن کودکان و انتقاد از آن‌ها
شیوه‌های درست تحسین کردن کودکان

اجازه دهید قبل از این که شیوه‌های درست تحسین کردن کودکان و انتقاد از آن‌ها حرف بزنیم، یک داستان را با هم مرور کنیم.

یک داستان مهم!

مادری با تعجب از اتفاق‌هایی که دیروز در ماشین رخ داده بود، می‌گفت:

«نزدیک ساعت ۶ بود و بعد از حدود ۷۰۰ کیلومتر رانندگی به نزدیکی‌های مشهد رسیده­بودیم. نیما، آرام و غرق در تفکر در صندلی عقب نشسته­ بود. با خودم گفتم: بد نیست که تعریفی از او بکنم. تازه وارد تونل شده­بودیم که به سمتش برگشتم و گفتم: نیما، تو خیلی پسر خوبی هستی! چه رفتار خوبی داشتی! من به تو افتخار می‌کنم.

یک دقیقه بعد انگار دنیا تیره و تار شد. نیما زیرسیگاری ماشین را درآورد و تمامش را بر سر و روی ما ریخت! ما در تونل و ترافیک گیر کرده ­بودیم و بر اثر این حجم دود در حال خفگی بودیم! چیزی که مرا عصبانی‌تر می­کرد این بود که فقط صادقانه از او تعریف کرده­ بودم! آیا نباید از کودکان تمجید کرد؟ »

نظر شما چیست؟ آیا نباید از کودکان تعریف کرد؟ یا باید شیوه‌های درست تحسین کردن کودکان را آموخت؟ بگذارید به حرف‌هایی که نیما هم در این رابطه زده­است، گوش کنیم:

« در تمام طول مسیر، نیما در حال فکرکردن به این موضوع بود که چطور می‌تواند از شر برادر کوچکش که در صندلی جلو بین پدر و مادرش لم داده خلاص شود! سرانجام به این فکر رسید که اگر اتومبیل از وسط نصف شود، بی آن‌که به پدر و مادرش آسیبی برسد این اتفاق خواهدافتاد! درست در همین هنگام مادر از خوب­بودن نیما می‌گوید و نیما که می­بیند سزاوار چنین تمجیدی نیست، تصمیم به بروز چنین رفتاری می‌گیرد! »

متوجه شدید؟ بیایید در این رابطه عمیق‌تر صحبت کنیم.

چگونه از کودک تعریف کنیم؟

خیلی‌ها اعتقاد دارند که تعریف، سبب می‌شود تا کودکان احساس امنیت کرده و اعتمادبه‌­نفسش بالا رود. اما این اتفاق ممکن است نتیجه‌ی عکس بدهد! یعنی منجر به عصبی­‌شدن کودک و بدرفتاری او شود! چرا چنین اتفاقی می‌افتد؟

بعضی اوقات کودکان در ذهنشان افکار منفی و مخربی را پرورش می‌دهند. در این زمان‌ها، هنگامی که از جانب پدر یا مادر تعریفی مانند «تو چه پسر خوبی هستی» را می‌شنوند، احتمالا نمی‌توانند چنین حرفی را قبول کنند. چرا که تصویری که از خود در ذهن ساخته‌­اند، با گفته‌های پدر و مادر در تعارض است! به همین دلیل دست به بدرفتاری می‌زنند تا خود واقعی­شان را نشان دهند!

تعریف مطلوب و تعریف نامطلوب

تا اینجا متوجه شدیم که هر نوع تعریف و تمجیدی برای کودک سازگار نیست و حتی می‌تواند نتیجه‌ی عکس در بر داشته‌­باشد. پس شیوه‌های درست تحسین کردن کودکان چیست؟ مهم‌ترین دستورالعمل در این زمینه به این شکل است که تعریف و تمجید، فقط باید با تلاش‌ها و دستاورد‌های کودک متناسب باشد نه با شخصیت و منش او!

وقتی کودک حیاط خانه را تمیز می‌کند، تعریف و تمجید از او هنگامی موثر خواهدبود که ما درباره‌ی کار سخت او و خوب انجام دادنش اظهار نظر کنیم. نه اینکه به او بگوییم چقدر پسر خوبی است! تعریف و تمجید ما باید مانند آینه، تصویری واقعی از کامیابی‌های کودک را به او نشان دهد نه این‌که یک تصویر مبهم و مغایر با شخصیتش را به او بنمایاند.

برای مثال چنین اظهار نظرهایی نمی‌تواند مفید باشد:

« تو پسر خارق‌العاده‌ای هستی! »

« تو واقعا به مامان کمک می‌کنی! »

« مامان بدون تو چی‌کار کنه؟! »

این اظهار نظر‌ها احتمال دارد که کودک را به شدت مضطرب کند و او را بترساند. چرا؟ چون با خودش فکر می‌کند که با تصویری که از او ساخته شده فاصله‌ی زیادی دارد و نمی‌تواند خود را با آن وفق دهد! تعریف و تمجید مستقیم از شخصیت کودک مثل آفتاب مستقیم بسیار آزاردهنده است. او نه تنها این تمجید و تحسین را تکذیب می‌کند، بلکه ممکن است نسبت به افرادی که او را تحسین کرده‌اند، بدگمان شود.

گفتار ما، استنباط کودک

تعریف و تمجید از دو بخش تشکیل می‌شود: ۱-گفتار ما ۲- استنباط کودک

گفتار ما باید نشان دهد که به تلاش، کار، دستاوردها یا کمک‌رسانی‌های کودک توجه می‌کنیم و قدردان آن‌ها هستیم. این گفتار باید به نحوی مطرح شود که کودک درباره‌­ی خودش یک نتیجه‌ی واقعی بگیرد و بتواند تصویری مثبت از شخصیت خودش بسازد. در زمینه‌ی گفتگو با کودک پیشنهاد می‌کنیم به دو مقاله‌‌ای که درباره‌ی چگونگی گفتگوی موثر و اصول گفتکو با کودک نوشته‌ایم سر بزنید. در زیر نمونه‌هایی از تمجید مفید و غیرمفید را می‌بینیم:

مفید : ممنونم که ماشینم رو شستی. عین روز اولش نو شده!

استنباط احتمالی کودک : من کار خوبی انجام دادم و از کارم قدردانی شد.

غیرمفید: تو یک فرشته‌ای!

***

مفید: از کارتی که برایم فرستادی و برای من آرزوی سلامتی کردی ممنونم. کارت قشنگ و بامزه­ای بود.

استنباط احتمالی کودک: من خوش‌سلیقه‌ام و می‌توان به انتخاب‌هایم امیدوار باشم.

غیرمفید: تو خیلی آدم باملاحظه‌ای هستی.

***

مفید: نامه‌ات خیلی خوشحالم کرد.

استنباط احتمالی کودک: من می‌توانم دیگران را خوشحال کنم.

غیرمفید: در نامه نوشتن نظیر نداری!

***

مفید: از انشای تو ایده‌های جدیدی به ذهنم آمد.

استنباط احتمالی کودک: من می‌توانم نوآور باشم.

غیر مفید: نسبت به سنی که داری خیلی خوب می­نویسی.

یادمان نرود که این اظهار نظر‌های توصیفی و نتیجه‌گیری‌های مثبت کودک، پایه‌ی سلامت روان او را خواهدساخت. هرچه که کودک در پاسخ به گفته‌های ما درباره‌ی خودش نتیجه‌گیری می‌کند، بعد‌ها در سکوت نزد خود بازگو می‌کند!

چگونه از کودک انتقاد کنیم؟

پس از پرداختن به شیوه‌های درست تحسین کردن کودکان به سراغ انتقاد می‌رویم. انتقاد هم درست مانند تعریف است. ما در انتقاد نباید شخصیت کودک را نشانه بگیریم بلکه انتقاد سازنده، منحصر به نحوه‌ی انجام کار کودک است. نمونه‌ای از یک انتقاد بد را در مثال زیر ببینید:

سارا ده سالش است. او در هنگام صبحانه حواسش پرت می‌شود و لیوان شیری که بر روی میز صبحانه قرار دارد را می­ریزد.

مادر: تو دیگه اونقدر بزرگ شدی که بدونی یه لیوان شیر رو چطور نگه می­دارن! چند بار بگم حواست رو جمع کن!

پدر: بلد نیست دیگه! دست­‌وپاچلفتیه!

شیری که سارا ریخت شاید ۲ هزار تومان ارزش داشت اما قطعا تمسخری که در پس این اتفاق صورت گرفت، لطمه‌ی بسیار بیشتری به اعتمادبه­نفس او زد. یادمان باشد که همان موقع پیش آمدن اشتباه، زمان مناسبی نیست تا به شخص مقصر درباره‌ی شخصیتش آموزش بدهیم. در این زمان بهترین کار، برخورد با خود واقعه است نه با شخص خطاکار.

اتفاقات ناگوار جزئی و ارزش‌های اساسی

کودکان می‌توانند از اتفاقات ناگوار اما جزئی، به ارزش‌های اساسی و ارزشمندی پی ببرند. لازم است که کودک از والدین خود بیاموزد که بین اتفاق‌های صرفا ناخوشایند و آزاردهنده و اتفاقات غم‌انگیز و فاجعه­انگیز، تمایز قائل شود. چگونه چنین چیزی را می‌آموزد؟ از رفتار والدین. بعضی وقت‌ها والدین در برابر یک تخم‌مرغ شکسته همان‌گونه واکنش نشان می‌دهند که دربرابر یک پای شکسته! اتفاقات ناگوار جزئی را می‌توان این‌گونه برای کودک توصیف کرد:

«دوباره دستکش‌هاتو گم کردی؟ نارحت شدم. حیف که گمش کردی چون برای خریدن دستکش جدید باید دوباره پول بپردازیم ولی عیبی نداره»

صفات توهین‌­آمیز

در آخر بیایید درباره‌ی این مسئله‌ی مهم حرف بزنیم. صفات توهین‌­آمیز فقط باید علیه دشمنان به کار گرفته شوند نه علیه کودک! وقتی ما کودکی را زشت، احمق و … می‌خوانیم، قطعا تحت تاثیر قرار می‌گیرد، در درونش رنجش، خشم و نفرت ریشه می‌دواند و به فکر انتقام‌جویی می‌افتد. در نتیجه از این خیالات منفی و انتقام‌جویانه‌ی خودش احساس گناه می‌کند که این اتفاق منجر به بروز اضطراب و تشویش در درون او خواهدشد.

وقتی کودکی را شلخته می‌خوانند، ممکن است در ابتدا با عصبانیت پاسخ دهد « شلخته نیستم» اما بیشتر مواقع او گفته‌ی پدر و مادرش را باور می‌کند و عاقبت به این فکر می‌کند که واقعا آدم شلخته‌ای است!

وقتی والدین یا معلمان مرتبا کودک را خنگ و ابله می‌خوانند، کودک نهایتا آن را باور می‌کند. او به فکر می‌افتد که خود را خنگ و ابله بپندارد. آن‌گاه، از تلاش‌های ذهنی و هوشمندانه‌ی خود دست خواهدکشید زیرا احساس می‌کند تنها راه گریز از مسخره­شدن، دوری­گزیدن از مبارزه و رقابت است. در واقع، امنیت و آسایش او با تلاش­ نکردن میسر می‌شود و شعارش در زندگی این خواهدبود: اگر تلاش نکنم، شکست نخواهم­ خورد …

 منبع: کتاب والدین و تربیت فرزند اثر هایم گینات (+)

شما چه تجربیاتی از تعریف یا انتقاد از کودک خود دارید؟ آیا این شیوه‌ی تعریف‌­کردن از کودک را امتحان کرده‌اید؟ چه نتیجه‌ای گرفتید؟ با ما و دیگران در میان بگذارید.

میانگین امتیاز: ۵ / ۵. تعداد آرا: ۱

guest
0 دیدگاه
Inline Feedbacks
View all comments
مطالب مرتبط:
فهرست